Wednesday, 26 February 2020
Maryam Dolatifard

Maryam Dolatifard

چند شب عود؛ گفتگویی با استاد حسین بهروزی نیا 

 

 

 

   

 

عود یا بربط در ایران یاد آورنام اساتیدی چون عبدالوهاب شهیدی، منصور نریمان و حسین بهروزی نیا است. استاد حسین بهروزی نیا در نه سالگی با ساز تار وارد کنسرواتوار موسیقی تهران شد و در چهارده سالگی یادگیری ساز عود را به عنوان ساز دوم نزد استاد نریمان آغاز کرد و در هیجده سالگی از هنرستان موسیقی با مدرک تخصصی ساز عود یا بربط فارغ التحصیل شد. سپس در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایران به تدریس پرداخت و در احیای بربط نوازی به شیوه ایرانی همت گمارد. او اکنون ازاعضای اصلی گروه دستان است و همکاری با ارکسترهای نام آور ایرانی و چند ملیتی را در کارنامه هنری خود دارد. به بهانه چند شب عود با استاد حسین بهروزی نیا گفتگو می کنیم.

  • روز اول کنسرتها با اجرای شما افتتاح شد و هرسه شب در سالن حضور داشتید، نظرتان درباره اهمیت این کنسرتها چیست؟

در روزگاری که منافع مادی کنسرتها، و جنبه تجاری موسیقی برای برنامه گزارها در درجه اول اهمیت قرار دارد، این حرکت فرهنگی که با مدیریت آقای افشین معصومی انجام شد بسیار ارزشمند و قابل تقدیر است. آرزوی من بود که شاهد چنین اتفاق خجسته ای باشم و در هر سه شب حضور داشتم. خوشحالم که شرایط اجرای نوازندگان عود با سبک ها و سلیقه های مختلف در این شبهای متوالی فراهم شد. امروز این ساز مخاطبان خود را پیدا کرده است، در صورتیکه در سالهایی که من یادگیری عود را شروع کردم، سازهایی نظیر تار و سنتور و کمانچه در سبکهای مختلفی نواخته می شدند اما صدای عود یا بربط بیشتر با نغمات عربی عجین بود و سبک و سیاق ایرانی در نوازندگی عود کمتر به گوش می رسید و البته تنها استاد نریمان این ساز را در هنرستان آموزش میدادند.

  • اجراهای سه شب عود را چطور ارزیابی می کنید؟

در عین حال که تکنیک یکایک نوازندگان در این سه شب، چشمگیر بود اما در اینکه به سبک نوینی در نوازندگی عود ایرانی رسیده باشیم تردید دارم. چرا که هنوز شیوه عربی نوازی در تعداد زیادی از اجراها شنیده می شد. درست است که ساز عود گستره جغرافیایی وسیعی از ایران، ترک ، عرب و حتی برخی نواحی اروپایی را پیموده است و در هر ناحیه ای شخصیت موسیقایی منحصر به فرد خود را پیدا کرده است اما از آنجا که سه شب عود در ایران و توسط نوازندگان ایرانی اجرا شد، توقع داشتم، نوازندگان برای اجرا در این سه شب، رپرتوار ایرانی انتخاب کنند. اما در بعضی از اجراها آشفتگی صوتی شنیده می شد، طوریکه تعدادی از قطعات عربی و ایرانی بدون توجه به پیوند و ارتباطشان پشت سرهم اجرا شدند که شاید تناسبی با هم نداشتند. یا اینکه ملودی های ایرانی با لحنی عربی نواخته شد که البته این سلیقه ای است اما مورد پسند من نیست.

صرف نظر از تفاوت در تکنیکهای نوازندگی که در مجموع از کیفیت متفاوتی برخوردار بودند، به نظر من بانوان نوازنده در این سه شب در حوزه موسیقی ایرانی درخشش بیشتری داشتند. به عبارتی طراحی، ایده پردازی، تکنیک و تفکر در اجرایشان به مراتب پر رنگ تربود.

  • در مورد آثارتان قبل از مهاجرت و پس از آن توضیحی بفرمایید.

اولین آلبوم من بربت نام داشت. این اثر تلاشی برای نواختن عود به شیوه ای ایرانی بود. در واقع این ساز در ایران سازی فراموش شده بود و آشنایی مردم ایران با صدای این ساز بیشتر به واسطه شنیدن نغمات عربی بود. به همین دلیل من تصمیم گرفتم در این عادت شنیداری تغییر ایجاد کنم.

در آلبوم کوهستان مجموعه ای از قطعات فولکلور با عود، دف و تمبک نواخته شد. در این آلبوم هدفم این بود که صدای عود را با نغمات فولکلور ایرانی به گوش دوستداران این ساز برسانم. این آلبوم به تایید شرکت سروش یکی از پر فروشترین آلبوم های سازی بی کلام بود و هنوز بعد از سی سال منتشر می شود. پس از استقبال از کوهستان، آلبوم یادستان که مجموعه ای تصانیف کلاسیک یرانی بود، با همان سازبندی تولید شد. کار دیگرم، سه نوازی عود، سه تار و تمبک است که به شکل بداهه نوازی اجرا شد.

در آلبوم وجد midnight sun)) و در قطعه آفتاب نیمه شب، برای اولین بار از یک ریتم شانزده ضربی در موسیقی ایرانی استفاده کردم. آلبوم از سنگ تا الماس (from stone to diamond) ، در سال 2009، در شهر نشویل آمریکا رتبه دوم جایزه Just plain folks را در رده بندی خاورمیانه به خود اختصاص داد.

در سرای تنهایی ((in the realm of solitude نام آلبوم دیگری است که براساس بداهه نوازی شکل گرفت اما با این تفاوت که اینبار بداهه نوازی عود روی آلبومی با تکنوازی ساز پرکاشن اثر آقای بهنام معصومی، که از پیش ضبط شده و به بازار آمده بود، انجام شد. در واقع در این کار عود خودش را با ریتمی متغیر و پیشاپیش ضبط شده، تطبیق داده است. بر خلاف روال معمول که پرکاشن ساز ملودیک را همراهی می کند، این بار عود صدای ساز کوبه ای را دنبال کرد و به صورت بداهه همزمان ریکورد شد.

آلبوم در آرامش آخرین آلبوم من، سه نوازی بربط، سنتور و نی است که به زودی منتشر خواهد شد. فضاسازی در این کار به گونه ایست که سعی کردیم تا حد ممکن از تکنیک های نمایشی و مضرابهای فورته پرهیز کنیم و با کنترل نوانس ها، محتوای موسیقایی آرام بخشی را برای شنونده فراهم کنیم.

  • از اینکه در این گفتگو با’Fresh pulp magazine’ همراه بودید، از شما سپاسگزاریم.

مریم دولتی فرد

 

 

 

“A few nights of Oud”: An interview with Master Hossein Behroozinia

 

 

 






Oud (Barbat) is a reminder of the name of masters and musicians such as Abdol-Vahab Shahidi, Mansur Nariman and Hossein Behroozinia. Master Hossein Behroozinia entered the Conservatory of Tehran and started playing Tar at the age of ten. He began taking oud lessons as his second musical instrument, from Master Nariman at the age of fourteen. At the age of eighteen he graduated from conservatory of Tehran with a degree in oud (Barbat) playing. Then he started teaching at the center for preservation and propagation of traditional music and tried to revive the Persian style of oud (Barbat) playing. He is now one of the main members of ‘Dastan’, a traditional Persian music ensemble and has been collaborating with Iranian and multinational orchestras. We had the chance to have a sit and talk with Behroozinia.

 FP: "A few nights of oud" started with your honorary performance. You attended the concerts all three nights, what do you think about the importance of the concerts?

MHB: At a time when economic benefits and commercial aspects of the music industry are considerable, this cultural movement which was conducted under the direction of Mr. Afshin Masoomi is very valuable and appreciated.  It was my wish to see this very blessed event and I attended all the three nights. I’m glad that the condition provided for oud players to perform in several styles on these consecutive nights. This musical instrument has found its audience today. However, when I was taking oud lessons, musical instruments such as Tar, Santoor, and Kamancheh were played in different styles. But, the sound of oud, was mostly heard in Arabic songs.  And the Iranian style was less likely to play.  However it was just master Nariman who was teaching the oud at the conservatory.


FP: How do you evaluate the performance of three-nights of oud?

MHB:  The musical technique of each of the musicians was impressive, but I doubt we have developed a new style in the Persian oud.  While the Arabic style of oud playing was still heard in a lot of the performances. It is true that the oud has extended over a vast geographic area from Iran, Turkey, Arabia and even some European regions, and has found it’s unique musical character in each region, but since the three nights of oud was an Iranian concert with Iranian musicians, it was my expectation to hear an Iranian repertoire not Arabic one.  But there was an audio mess in some of the performances as a number of Persian and Arab pieces that might not fit in a category were played regardless of their connectivity or relationship to each other. Or some of the Persian melodies were played in Arabic style. It definitely depends on the musician’s taste but is not my favorite.  Generally speaking, regardless of the differences in playing techniques, in my opinion, the women musicians shined on the stage. In terms of musical design and narration, ideas and technique, their performances were far more prominent.

FP: 
Describe your works before and after immigration to Canada?

MHB: My first album named ‘Barbat’.  This work was an effort to play the oud in an Iranian style.  In fact this musical instrument was forgotten in Iran and Iranians were familiar with the sound of oud by listening to Arabic music. That’s why I decided to make a change in Iranian’s listening habits.

In “The mountain” a collection of folklore pieces was played with oud, Daf and Tombak. It was my goal that oud be heard in Iranian folkloric melodis.  Shorush recording company confirmed it as one of the bestselling instrumental albums that is still releasing after thirty years in Iran.

“Yadestan” was collection of Iranian traditional songs (Tasanif).  The next work is an improvisation of oud, drum and setar.  In the album which is called ‘Vajd’ or midnight sun, in the same song, for the first time I used sixteen beat rhythm in Iranian music.  The album “from stone to diamond” won ‘just plain folks’ award’s second place in Middle Eastern category.

‘In the realm of solitude’ is another album. This work is an improvisation of oud (Barbat) on a recorded and released percussion album of Behnam Masoomi.  In fact it was my idea to follow varied rhythm of the percussion and accompany rhythm with my improvisation, while generally melody is primary to rhythm.

My latest album; ‘dar- Aramesh’ is trio of Barbat, Santoor and Ney.  It will be released in a few months.  By avoiding showing off musical skills and controlling dynamics, nuances and musical expression, we tried to create a relaxing and meditating musical content.

FP: Thank you for taking the time to speak with Fresh pulp magazine.

 



“Culture industry” and Iranian Music

 

 



 

Frankfurt School is the intellectual base of philosophers such as Horkheimer, Adorno, Marcuse, and Benjamin. A wide range of Fundamental theoretical viewpoints was raised by the scholars, that influenced the work of the Institute of Social Research, known as “critical theory”, which was largely developed by Horkheimer. Horkheimer and Adorno are two of the leading names associated with the Frankfurt School. Horkheimer wrote "Eclipse Reason" in English. In “Dialectic of Enlightenment” in co-operation with Adorno, he stated that rationality should be criticized in a capitalist world, not class conflict. The Culture industry is the title of the third chapter of the book. When analyzing popular culture, they found that it consists of standardized cultural goods being distributed by mass media (radio, film, press, magazines, etc.).  According to Horkheimer and Adorno, the source of today's disaster is a pattern of blind domination, domination in a triple sense: the domination of nature by human beings, the domination of nature within human beings, and, in both of these forms of domination, the domination of some human beings by others.

Schoenberg, whose “intellectualism is a legend,” is Adorno’s ideal revolutionary. He ranks Schoenberg with Shakespeare and Michelangelo: ” he is a god in the art world”.

We had an opportunity to speak with Dr Meisam Mirian, Researcher, Guitarist, and professor of Music in Art and Architecture Faculty, Shiraz Azad University.


Q: What are the aspects of Adorno’s theory of culture Industry on Iranian Arts?

A: It seems that the aspects of this theory can be seen in the Cinema, Pop Art, Fashion Industry and Music but changes in music have been more significant in recent years. For example, Capitalism has been able to affect the musical taste of people, especially the young generation. In other words pop industry, headed by popular music, which its existence is dependent on the mass culture, more tends to Kitch art and seems alien to the nature of classical or traditional Persian music.


Q: 
To what extent was Persian Traditional music under the influence of capitalism?

A: A clear answer to this question requires more contemplation. It seems that part of the Persian music culture is trying to keep on the traditional method of musical performance. The European educational system, through Iranian musicians who were educated abroad, affected Persian music in another sense. In other words, Persian music has been transformed in terms of theory, Harmony, notation, orchestration, and performance. These influences are separate issues and not considered as effects of western capitalism on Iranian Art. 




Q: It sounds that European Elitism which influenced the production of music in Europe, could have an impact on Iranian music in a period of time. What is your idea about it? 

A: During the history of Iranian music, we have seen the impact of various Ideological factors on music production. Some of the composers are interested in philosophy and it is obvious in their works. For instance, the influence of the Atonal and Serialist music of Schoenberg is felt, in the works of contemporary composers such as Alireza Mashayekhi. It also existed in other works of art of the period, including Cinema.

Q: Please give us brief information about your research field and the Classical guitar instruction, you have translated to Farsi. 

A: I translated Aaron shearer’s method of Classical guitar for the first time in Iran. The collection of his instructions includes Harmony, learning classical guitar, the classical guitar technique. He is one of the most widely recognized and respected classic guitar teachers in America. I’m also translating Robert Benedict’s instruction books and preparing an instruction to the beginner students of classical guitar. In my recent researches, it was important for me to study the influences of the world contemporary philosophy on Iranian music. I have also studied the impacts of western music on Iranian music, the basics of Fractalism in Iranian art and music. In particular, I analyzed Theodor Adorno’s culture industry theory on Persian music and it will be published in the near future.


صنعت فرهنگ در موسیقی ایران


مکتب فرانکفورت پایگاه فکری فیلسوفانی نظیر هورکهایمر، آدرنو، مارکوزه، بنیامین و ... است. مباحث بنیادینی توسط این اندیشمندان مطرح شد، هورکهایمر و آدرنو نظریه انتقادی- دیالکتیکی را که فلسفه اجتماعی انتقادی نیز نام گرفت در موسسه تحقیقاتی شهر فرانکفورت تاسیس کردند. هورکهایمر و آدورنو در اثر مشترک خود "دیالکتیک روشنگری" اعلام کردند که در جهان سرمایه‌داری نوک پیکان نقد باید به سوی «عقل ابزاری» باشد نه تضادهای طبقاتی و فصل سوم این کتاب، " صنعت فرهنگ" نام گرفت.

تئودور آدورنو یکی ازمهمترین فیلسوفان نئومارکسیست یا انتقادی است که آراء او در باره هنر و زیبایی، در حوزه ادبیات، فلسفه، موسیقی و جامعه‌شناسی هنر تاثیر ژرفی بر جای گذاشته است. از نظر او بورژوازی به افت فرهنگی رو به رشدی دچار شده است ، زیرا عقلانیت ابزاری بر این طبقه حاکم شده و نگاه طبقه بورژوا به طبیعت ، انسان ، جامعه و جهان را به نگاهی ابزارگونه مبدل کرده است. بورژوازی امروزی، مانند بورژوازی در گذشته، نقش طبقاتی نمی پذیرد. و این ناشی از اموریست که آدورنو آن را عقلانیت ابزاری، صنعت فرهنگ و جامعه سرکوبگر می نامد.

آدرنو معتقد بود، موسیقی در هر لحظه ای انسان را به اندیشیدن وا می دارد. حال این اندیشه می تواند همسان گرا یا مقلد باشد، یا انقلابی و متحول. از نظر آدرنو اگر تغییر و تحولی در هارمونی موسیقی رخ دهد، تحول انقلابی روی داده است، اما تحول در سطح ملودی و ریتم چندان دگرگون کننده نیست. آدرنو نوآوری هارمونیک را اساس آشنایی زدایی، عادت زدایی و غیر همسان گرایی می داند و این دقیقاً معادل درک مارکس از هارمونی اجتماعی است. شوئنبرگ موزیسین محبوب آدرنو که روشنگری اش افسانه و زبان زد است، یک انقلابیِ ایده آل است.  آدرنو، شوئنبرگ را هم مرتبه با شکسپیر و مایکل آنژ قرار می دهد و از او  به عنوان "خدای هنر " یاد می کند.

 

 

در رابطه با اهمیت صنعت فرهنگ و تاثیر آن بر موسیقی ایرانی، گفتگویی داریم با اقای دکتر میثم میریان پژوهشگر، مترجم، نوازنده گیتارکلاسیک، عضو هیات علمی گروه موسیقی دانشگاه آزاد شیراز.

-        به نظر شما بازتاب نظریه صنعت فرهنگ آدرنو در هنر ایرانی از چه منظری قابل بررسی هست؟

     بنظر می رسد تاثیر این نظریه را در هنرهایی همچون سینما، هنر پاپ، صنعت مُد  و بخصوص موسیقی می توان مشاهده کرد. تغییر موسیقی ایران در سالهای اخیر بسیار محسوس بوده است. به عنوان مثال، موسیقی پاپیولار ایرانی با اعمال نفوذ جریان سرمایه داری توانسته است ذائقه موسیقایی مردم و بخصوص نسل جوان را تحت تاثیر قرار دهد. به عبارتی صنعت  پاپ و در راس آن موسیقی پاپیولار که موجودیت خود را از فرهنگ توده میگیرد با گرایش به سمت هنر  اصطلاحا کیچ یا بی محتوا در مقابل موسیقی اصطلاحا فاخر  قرار گرفته است. در دهه های اخیر نفوذ جریان سرمایه داری و اقتصادی بر موسیقی پاپ ایران ملموس بوده است.  در واقع سیستمی که امروزه بر بدنه بخش فرهنگی کشور مسلط است، سعی کرده تا افکار توده ها را در انقیاد خود در آورد.

 

-         موسیقی دستگاهی  یا اصطلاحا موسیقی سنتی ایرانی تا چه اندازه تحت تاثیر نفوذ جریان سرمایه داری قرار داشته است؟

          پاسخ صریح  به این سوال احتیاج به تامل بیشتری دارد. بنظر می رسد در اینجا بخشی از فرهنگ موسیقی ایرانی همچنان سعی در تثبیت و انجمادِ گونه ای از اجرای موسیقی              در همه زمینه ها اعمم از آرایه ها، ردیف و گوشه، شکل اجرا و... دارد که به نوعی منجر به  حفظ بی قید و شرط موسیقی شده است. چنانچه تلاش های مرکز حفظ و اشاعه                موسیقی ایرانی در همین راستا بوده است.  اما رواج فرهنگ آموزشی غربی بواسطه حضور برخی از موسیقیدانان و فارغ التحصیل های مراکز اروپایی توانست به گونه ی دیگری            بر موسیقی ایرانی تاثیر گذاشته و از منظر نوتاسیون، هارمونی، ارکستراسیون، تئوری ،اجرا و آموزش تحول ایجاد کند. که این تاثیر جدا و منفک از اثرات نظام سرمایه داری غربی            بر هنر ایران است.  

 

-        بنظر می رسد الیتیسم اروپایی که جریان موسیقی اروپا را هدایت  کرده در مقطعی از موسیقی ایران نیز توانسته  تاثیر گذار باشد، نظرتان را در این مورد بفرمایید.

         همینطوراست . در برهه ای از تاریخ موسیقی ایران شاهد تاثیر شگرف عوامل مختلف ایدلوژیک بر موسیقی بوده ایم. گرایش به مکاتب فلسفی را می توان در آثار برخی از                  آهنگسازان مشاهده کرد . بطور مثال در آثار علیرضا مشایخی که از آهنگسازان نوگرای موسیقی ایرانی است، ردپای عمیق موسیقی آتونال و سریالیسم منبعث از موسیقی                    شوئنبرگ را می توان یافت. وی از معدود آهنگسازان ایرانی است که به نوعی وفاداری خود را نسبت به موسیقی آتونال و بخصوص موسیقی شوئنبرگ حفظ کرده و تحت تاثیر              نظریات مکتب فرانکفورت و آدرنو قرار داشته است. این مسئله در  اثار هنرمندان دیگر این دوره، در سایر هنرها از جمله سینما نیز مشهود بوده است.

 

 

-        در مورد ترجمه کتابهای آموزشی گیتار کلاسیک و حوزه پژوهشی خود، مختصری بفرمایید؟

        من برای نخستین بار در ایران مجموعه های تخصصی تکنیک گیتار کلاسیک اثر مولف و نوازنده امریکایی آرون شیرر را ترجمه کردم. این مجموعه شامل کتاب های ارزشمندی         در زمینه تکنیک، اصول اجرا ، تئوری موسیقی و گیتار کلاسیک، رنگ آمیزی صوتی ، هارمونی گیتار کلاسیک و بخش های زیادی از جمله حل تمرین و شنیدن هارمونی ها در           ساز گیتار کلاسیک می باشد که مورد توجه و استقبال هنرجویان گیتار کلاسیک قرارگرفت. همچنین مجموعه دو جلدی دِشیفراژ برای گیتار کلاسیک اثر نوازنده کانادایی روبرت           بندیکت را منتشر کردم. این کتاب اصول و تکنیک اجرا و دشیفر را برای هنرجویان از سطوح ابتدایی تا پیشرفته آموزش داده است. در حال حاضر مشغول به ترجمه و تدوین آثاری         در زمینه آموزش هارمونی گیتار کلاسیک به هنرجویان مبتدی هستم، که مراحل تحقیق و نگارش آنها به پایان رسیده و بزودی برای انتشار آماده خواهد شد.

        در پژوهش های گذشته ام، این نکته برایم حائز اهمیت بوده که بتوانم  رد پای برخی از تئوری های معاصر فلسفوی و مطرح جهان  را به گونه ایی در هنر و موسیقی ایرانی ریشه         یابی و بررسی کنم. از پژوهش های اخیر من می توان به تاثیر موسیقی غربی بر موسیقی ایران ، مفهوم فراکتال ها و مبانی فراکتالیسم در موسیقی و هنر ایرانی و بویژه تحلیل             نظریه صنعت فرهنگ تئودور آدرنو در موسیقی ایرانی اشاره کرد. نتیجه مطالعاتم در این حوزه به زودی در دسترس علاقمندان قرار خواهد گرفت.

 

سخنرانی استاد نادر مشایخی در فستیوال تهران صدا موسیقی به مکانیک ذهنی/تفکری بریکولاژ در فرهنگ ایران اختصاص داشت. از نظر او فرایند بریکولاژ احتیاج به شناختی ضمیمه ای دارد و یک ایرانی این بخش ضمیمه .ای را از کودکی در مواجه با دنیای اطراف میآموزد. کودک ایرانی با «اتفاق» زندگی می کند که این موضوع خارج از نظم زندگی یک کودک اروپایی است

او ترجمه پرفورمنس به هنر اجرا را اساسا ترجمه نادرستی می داند. در پرفورمنس چیزی را از بافت اصلی که متعلق به آن است جدا می کنیم و برای شناخت و مشاهده، آن را در بافتی دیگر قرار می دهیم. میان کنش مخاطبان یکی از عوامل فرم دهنده ی پرفورمنس ها است. پرفورمنس و حتی میان کنش ها از دیر باز در سنتهای نمایشی/آیینی ایرانی وجود داشته اند و به تدریج سرهم بندی شده و تغییر ماهیت داده اند. به اعتقاد او، آینده نگری در اروپا از قواعد علت و معلولی تبعیت می کند، بنابراین تفکر غربی اساساً علّی نگر است. اما تفکر ایرانی در مقابل ذهنیت و آینده نگری اروپایی قرار دارد؛ طرز تفكری كه به آن بریكولاژ میگوییم. در واقع الگوی ازپیش تعیین شده ای در بریكولاژ نداریم، بلکه رخداد همزمان نقشه و اجراست. بریكولاژ در موسیقی، سرهمبندی عناصری است كه به نظر می رسد همگونیای با هم ندارند اما این موسیقی در بطن خود تابع نظمی است که الزاما علّی نیست، به عبارتی مبدا و مقصد هر لحظه در حال دگرگونیست. به عبارتی موزیسین درحالی که در حرکت ملودیک خود، آزاد عمل می کند، نباید از بافت و محدوده ی معین و تعریف شده خارج شود.

استاد مشایخی با اشاره به آراء لیوتار، فیلسوف پست مدرن فرانسوی افزود، به جای تبیین و مشخص کردن جزییات، کلیات از اهمیت بیشتری برخوردارند. حرکت ما از کل به جزء است. این دیدگاه از کل به جزء می نگرد، فانتزی و تخیل نیز از کل به جزء حرکت می کند. در واقع بریکولاژ ابزاریست که سیستم سلسله مراتب یک مکانیزم ذهنی را شکل میدهد که از کل به جزء می رسد. ایجاد رابطه عاطفی بین اجزا توسط بریكولاژ انجام میشود. به اعتقاد من، مهمترین مكانیزم تفكری-ذهنی انسان ایرانی، از نوع بریكولاژ است.

 

 


 Sound Tehran Music Festival pt 2:

A few thoughts on "Bricolage" from Nader Masayekhi (English)








Mr. Nader Mashayekhi’s Speech in “Tehran Sound Music” dedicated to the mental/speculative mechanism of Bricolage. In his point of view, the process of Bricolage needs additional cognition. An Iranian learns this additional part in dealing with the world around him from his childhood. Iranian children live with “accident” while this is not usual for European children. In his opinion, translation of “performance” to “Honar e Ejra” in Farsi, is fundamentally incorrect. They are not equivalent. In performance, we separate something which belongs to an original text and put it in another context to recognize it and observe something new.

The audience interaction is one of the essential factors that shape Performance Art. Performances and even Interactions have been common in Iranian Rituals and Theatrical traditions for a long time but gradually transformed into what is now happening in bricolage.

In Europe, looking forward, they obey the law of cause and effect. In western thought, essentially each effect has a cause. But Iranian thought about the future is contrary to the European notion; we call it bricolage. In fact, we don’t have a pre-designated pattern but pattern and performance are happening simultaneously.

Bricolage in music is an assemblage of elements that don’t appear to fit together. But this music follows an order that is not necessarily causal. In other words, the origin and destination are transforming every moment.

Nader referred to Lyotard, a postmodern French philosopher, who said: “Universals are more important than specifying and explaining the details”.  This theory looks from the whole to the components. Fantasy and imagination are part of moving form from whole to components.

In fact, bricolage is a tool and a system that moves from whole to components and forms a mental mechanism. In my opinion, the most important mechanisms of the mind, the Iranian Mind/ thought is Bricolage.

 

 

Interview: Sound, Tehran, Music Festival pt. 1 (English)

 

 



The contemporary music festival “ Sound, Tehran, Music” was held 16- 20 August 2016, at the house of Sharyaran e Javan, Dehkadeh Javani, Milad Tower. It was planned and performed by Yarava Music ensemble. Arsalan Abedian, Mehdi Behboodi, and Mehdi Jalali were the organizers and secretaries of the Festival. Nader Mashayekhi and Shahrokh Khajeh Noori were the artistic consultants of the festival. On the closing day of the festival, the statuette of the festival made by Jamshid Moradian, was awarded to Professor Fouzieh Majd for her lifetime activity in the field of “New” Music. This prize will be awarded to one of the Iranian pioneers of contemporary music every year.  We had an opportunity to sit and speak with Dr Arsalan Abedian, a graduate in Electric Music Composition from the University of Music, Drama and Media Hannover, Germany.  

 



FP:
  What were the main objectives of the “Sound, Tehran, Music” Festival?

Dr. Abedian: Providing an appropriate space to exchange sound, thought, and ideas. And to present new music to Iranian audiences was the main objective of the Festival. This festival was like a small island that could be created in Tehran, a gray smoky metropolis in which to spend moments with pure sound.

FP:  What was your role in the Festival?

Dr. Abedian: My primary role was planning and designing the artistic program and content of the Festival, technical support for the performances that were associated with electronic sounds and in particular, holding two electro-acoustic concerts in the form of Quadrophonic, from different countries including Germany, France, USA, and Iran.

FP:What do you mean by “sound”?

Dr. Abedian: The meaning of Sound here is not the separation line between voice and music but it is a reminder that contemporary music is directly related to the nature of sound more than any other genre of music. And it points out that, on the one hand, the way of hearing music, shapes and defines music in mind of the audience. On the other hand, the composer’s effort and his method in combining and organizing sound and shaping his ideas play a major role in the audience's perception of sound. I think this event can be an appropriate stage for young musicians and composers in the next years as well as an opportunity for exchanging the experience of this field’s pioneers to the younger generation.


FP: 
What is meant by “Contemporary”?

Dr. Abedian: According to Arvin Sedaghat Kish (composer and researcher), the definition of “contemporary” is difficult and ambiguous. Currently in the field of music and composition, being contemporary rather than relating to the style and history of composition is related to artistic expression and creative thinking. Adding something to the past or expressing an unspoken word is difficult but one can at least try.

FP: What major obstacles have you encountered during organizing the festival?

Dr. Abedian: There were numerous obstacles and difficulties in holding the first festival in Iran, from hardware facilities to software services. Unlike European countries, it cannot be planned for a long time to hold a festival in Iran. And by changing the organizational management and personnel decisions, the project may simply shut down. It is very sad, as the organizers, we have to anticipate everything and have alternatives. And eventually, as Nader Mashayekhi states, we should refer to it as “Bricolage”.  But my colleague Mehdi Jalali and I, we’ve learned that instead of grumbling, with teamwork and sharing duties, we can reach a favorable result, even in the most difficult situations.


FP:What was the achievement of the festival for young people?

Dr. Abedian: Young audiences are very curious and interested in music. Young musicians who live in Iran are interested in getting familiar with major musical currents in the field of performing and composing, however, due to lack of access to accurate and up to date sources and the absence of major musical events of Europe, they are generally frozen in serial music, in a certain period of music history. Today there are a number of composers who were educated in Europe and the US and their continued presence in Iran can be very helpful in conveying their experience to the younger generation. It can be one of the long term goals of the festival.

FP:What is the purpose of the “Reza Korookian” award? And who suggested it to the festival?

In addition to the Festival, the closing ceremony and awarding prizes to the winners of the first competition of electro-acoustic music composer, “Reza Korookian” was done this summer. I proposed the idea of the award and it was achieved by Yarava music ensemble and Contemporary Music Records. This award is a tribute to Reza Korookian ( composer 1350-1393) and supports to Iranian composers working in this field, the music that is needed in today’s Iranian society and its presence is undeniable.

FP:Do you have any upcoming projects as a composer?


Dr. Abedian: I’m currently writing music, including pieces for Contrabass, Electronics, Santoor, Percussion, and Choir. In addition, I’m involved in the foundation of a studio in Tehran to record multichannel electroacoustic music of young composers.

And I am one of the organizers of the “Dastgah” Festival. This ten-day festival introduces Iranian contemporary music ended in Hannover a few days ago. This event was held in Hannover and small surrounding cities by the management of Professor Joachim Heintz; president of Hanover New music association, and support of cultural and artistic foundations in Germany. I think it was really a unique event in terms of Artistic values and quality of the works in recent years but unfortunately, Iranian news agencies did not cover it. Once again it is clear that the more specialized and pure an event,  the less attractive it is particularly for media from abroad. I hope with the help of friends who covered “Sound, Tehran, Music” festival, analytical reports of “Dastgah” will also be released in the Iranian music press.

For more information about "Tehran, Sound, Music" and the Yaravah Music Ensemble please check them out at http://www.yarava.com

 

 

 

 

مصاحبه: " فستیوال صدا، تهران، موسیقی"

   بخش اول  

 

فستيوال موسيقي معاصر، صدا . تهران . موسيقی درتاريخ 25 - 29 مرداد ماه  1395 در برج ميلاد تهران در محل خانه ي شهرياران جوان، دهكده ي جواني برگزار شد. اين رويداد توسط گروه موسيقي يارآوا اجرا، برنامه ريزي و محقق شد؛ دبيران این فستیوال،ارسلان عابديان، مهدي جلالي و مهدي بهبودي، و مشاوران هنري آن شاهرخ خواجه نوري و نادر مشايخي بودند. تنديس این جشنواره ساخته ی جمشید مرادیان در روز اختتامیه در تاریخ 30 مرداد، به استاد فوزيه مجد برای يك عمر فعاليت در حوزه ي موسيقي و موسيقي نو اهدا گشت. اين جايزه هر سال به يكي از پيشكسوتان عرصه ي هنر موسیقي معاصر اهدا خواهد شد. گفتگویی داریم با دکتر ارسلان عابدیان دانش آموخته ی آهنگسازی با گرایش موسیقی الکترونیک از دانشگاه موسیقی، تئاتر و رسانه درهانوفر،آلمان.

 

 

- هدف اصلی برگزاری فستیوال صدا تهران موسیقی چه بود؟

هدف اصلي از برگزاري اين فستيوال ايجاد فضايی برای تبادل صدا، انديشه ،ايده و همچنین ارائه ي موسيقي نو به مخاطب ايراني بودايجاد جزيره اي كوچك كه بتوان در تهران، ابرشهر خاكستري و دود گرفته لحظاتي را با اصوات ناب سپري كرد

- نقش شما در برگزاری فستیوال صدا، تهران، موسیقی چه بود؟

نقش من در اين فستيوال در درجه ي اول طرح مباحث محتوايي و برنامه ريزي هنري بود و به موازات آن پشتيباني فني از اجراهايي كه با صداهاي الكترونيك همراه بودند و به طور ويژه برپايي دو كنسرت موسيقي الكتروآكوستيك به شکل کودرافونیک از آهنگسازان كشورهاي مختلف از جمله آلمان، فرانسه، ايالات متحده ي امريكا و ايران.

 

 

- منظورتان از "صدا" در عنوان فستیوال چیست؟

منظور از" صدادر عنوان فستيوال  تفكيك صوت و موسيقي نیست  بلكه يادآوري اين نكته است كه موسيقي معاصر بيش از هر گونه اي از موسيقي، در ارتباط مستقيم با ماهيت خودِ صدا قرار دارد. و اشاره به اين موضوع می کند كه از طرفي روش  و نحوه شنيدار صدا توسط مخاطب، موسيقي را در ذهن او  شكل ميدهد و تعريف ميكند. از طرف ديگر  تلاش آهنگساز و روش او در تركيب و سازماندهي اصوات و شكل دهي ايده ي خود، نقش اساسي را در تلقي مخاطب از صدا ایفا می کند. فكر ميكنم اين رويداد در سالهاي بعد ميتواند صحنه اي مناسب و مغتنم براي ارائه آثار آهنگسازان و نوازندگان  و همچنین فضايي براي تبادل تجربه  ی پيشكسوتان اين عرصه به نسل هاي جوان ترباشد.

- مفهوم "معاصر" چیست؟

به قول آروین صداقت کیش (پژوهشگر و آهنگساز) تعريف معاصر بسيار دشوار و مبهم است. درحال حاضر در حوزه ي موسيقي  و آهنگسازی، معاصر بودن بيش از  آنکه به  تاريخ  و سبک شناسی اثر موسیقایی مرتبط باشد، در ارتباط با بيان هنرمندانه، تفكر خلاق و پیش رو است . اضافه كردن چيزي به قبل از خود و يا بيان حرفي ناگفته دشوار است ولي ميتوان دست كم تلاش نمود.

-  در اجرای این فستیوال با چه موانعی روبرو بوده اید؟

موانع و دشواری های متعددی در برگزاری اولين دوره ی این فستیوال وجود داشت، از امكانات سخت افزاري تا خدمات نرم افزاری! در ايران، برخلاف كشورهاي اروپايي نميتوان براي طولاني مدت براي برگزاري يك فستيوال برنامه ريزي كرد. چون ممکن است با تغییر مديریت سازمانها و اعمال سليقه ي شخصي،پروژه به سادگي تعطيل شود.اين بي برنامه گي ناراحت كننده است، و هميشه بايد به عنوان برگزار كننده، همه چیز را پیش بینی کنیم و جايگزين هاي مناسب داشته باشيم يا در نهايت به قول نادر مشايخي بتوان به خوبي به سرهم بندي (بريكولاژ) رجوع كرد. ولی من و همکارم مهدی جلالی در این سالها آموخته ایم که به جای غر زدن، می توان در شرایط سخت تر نیز با کار گروهی و تقسیم وظایف به نتیجه ی مطلوب رسید.

 

 

- فستیوال صدا تهران موسیقی چه دستاوردی برای جوانان فعال در این رشته داشت؟

مخاطب جوان بسيارعلاقه مند و كنجكاو است. موسيقي دان هاي جوان ساكن ايران عموما علاقه مند به فراگيري جريانات مهم موسيقايي در حوزه ي آهنگسازي و اجرا هستند ولي متاسفانه  به دلیل عدم دسترسي به منابع درست و به روز و همچنین دور بودن از رويدادهاي مهم موسيقي معاصر اروپا، در حال حاضر، در دوره اي خاص از تاريخ موسيقي، عموما در موسيقي سریل منجمد ميشوند. امروزه كم نيستند آهنگسازاني كه در اروپا و امريكا به تحصيل موسيقي پرداخته اند و تداوم حضورشان در ايران ميتواند در انتقال تجربياتشان به نسل جوان تر بسيار موثر باشد. اين امر ميتواند يكي از اهداف بلند مدت امثال همين فستيوال باشد.

 - ایده ی جایزه ی " رضا کروریان" از که بود و به چه منظوری اهدا می شود؟

این تابستان علاوه بر برگزاري فستيوال و مراسم اختتاميه، اهداي جوايز آثار برگزيده ي اولين مسابقه ي آهنگسازي موسيقي الكتروآكوستيك، "جايزه ي رضا كروريان" نيز انجام  شدايده ي اين مسابقه را  من مطرح  کردم، و بوسیله گروه موسيقي يارآوا و نشر موسيقي معاصر محقق گشت. این جایزه گراميداشتي است براي رضا كروريان (آهنگساز 1350-1393)  و حمايت از آهنگسازان ایرانی كه در اين زمينه فعاليت دارند. موسيقي اي كه ضرورت آن در جامعه امروز ايران به شدت احساس ميشود و حضورش انكارناپذير است.

- در حال حاضر چه پروژه ای در دست دارید؟

به عنوان آهنگساز در حال حاضر مشغول نوشتن آثاری از جمله قطعه ای براي كنترباس و الكترونيك، و قطعه ای برای سنتور، سازهاي كوبه اي، گروه كر و الکترونیک هستم. علاوه بر آن، تاسيس استوديويي در تهران به منظور ضبط موسیقی الكتروآكوستيك چند كاناله برای آهنگسازان جوان را پیگیری میکنم.

چند روز قبل فستیوالِ "دستگاه" در هانوفر آلمان به پایان رسید. فستیوالی ده روزه براي شناساندن موسيقي و هنر نوی ايران. این رویداد در شهر هانوفر و شهرهاي كوچك اطراف آن با برنامه ريزي و مديريت پروفسور يواخيم هاينتس، رئيس انجمن موسيقي نوي هانوفر و با حمايت مادي و معنوي بنيادهاي فرهنگي و هنری برگزار شد. رویدادی که فکر میکنم واقعا در چند دهه ی اخیر به لحاظ ارزش هنری و سطح آثار ارائه شده منحصر به فرد بود ولی متاسفانه هیچ بازتابی در رسانه های فارسی زبان نداشت و بار دیگر این مسئله را روشن کرد که هرچه رویدادهای هنری بی حاشیه تر،تخصصی تر و ناب تر باشند جذابیت کمتری برای رسانه ها به خصوص در خارج از کشور خواهند داشت. ولی امیدوارم به زودی به کمک دوستان، گزارش هایی تحلیلی از این جشنواره در نشریات موسیقی داخل ایران منتشر شود، نشریاتی که فستیوال صدا، تهران، موسیقی را نیز صمیمانه پوشش دادند و منعکس ساختند.